عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

254

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

اگر چه ابن سكّيت شهيد شد لكن تا خورشيد گردنده است او هم زنده است و با گفتن اين يك سخن حق روى دودمان عبّاسى را سياه كرده و بعد از اين هم در دنيا كسى و لو هر قدر مقتدر بوده است جرئت گفتن اين گونه سخنها را نكرده است و از اينجا مى توان فهميد كه عظمت كلام حضرت تا چه اندازه است ) . 273 إنّ اللّه سبحانه أمر عباده تخييرا و نهاهم تحذيرا و كلّف يسيرا و لم يكلّف عسيرا و أعطى على القليل كثيرا و لم يعص مغلوبا و لم يطع مكرها و لم يرسل الأنبياء لعبا و لم ينزل الكتاب عبثا و ما خلق السّماوات و الأرض و ما بينهما باطلا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنَ النّارِ : خداوند سبحان بندگانش را فرمان داد تا از روى اختيار فرمانش را گردن نهند و آنها را در حالى كه ( از عذاب خود ) ترساننده بود از نافرمانى منع فرمود و تكليف آسانى نمود نه تكليفى شاقّ و دشوار ( كه در راه فرمان بردارى وى بكوشند و از گناهكارى كناره جويند ) و بر اندكى از طاعت مزد فراوانى معيّن فرمود خدا از راه مغلوبيّت گناه كرده نشود و از روى اكراه فرمانش برده نگردد او پيمبران را ببازى نفرستاد و كتاب را بى جهت نازل نفرمود و آسمانها و زمينها و آنچه در ميان آنها است بباطل نيافريد اين گمان گروه كفّار است ( كه به خدا و معاد ايمان نداشته گمانشان اين است كه اين دستگاه شگرف آفرينش بدون صانعى و خالقى سر پا شده است ) پس واى بر گروه كفّار از آتش دوزخ . 274 إنّ العهود قلائد فى الأعناق إلى يوم القيمة فمن وصلها و صله اللّه فمن نقضها خذله اللّه و من إستخفّ بها خاصمته إلى الّذى أكدها و أخذ خلقه بحفظها : براستى كه عهد و پيمانها ( ئى كه اشخاص با اشخاص مى بندند ) گردن بندهائى بر گردنها مى باشند تا روز قيامت هر كه آن را وصل كند و بعهدى كه بسته است وفا نمايد خدا با وى وصل كند و هر كه آن را پاره سازد خدايش خوار دارد هر كه آن را سبك شمارد آن عهدها به آن كس كه آنها را محكم ساخته بدادخواهى برند او را ( يعنى كه نزد خدا از وى دادخواهى طلبند ) و آن كس كه از خلقش براى حفظ آن عهدها پيمان ستانده است ( و در قرآن شريف پيمان شكنان را زشت و خودشكن معرّفى فرموده است ) .